تبلیغات
تاریخ ایران - کهن دژ (برج و باروج)
یکشنبه 31 مرداد 1389  03:49 ب.ظ

به نام خدا
برج و باروج

برای مصون ماندن شهروندان از حملات ناگهانی و دستبردها، دیوار بلند و قطوری دورادور اماکن مسکونی کشیده می شد که نمونه کوچک آن در دورادور قلعه های روستاها است که هنوز در دورادور بسیاری از روستاها مشاهده می گردد.
شهرها به خصوص شهرهای کهن تاریخی از دو قسمت شهر درونی (شارستان یا شهرستان) و شهر برونی (ربض) تشکیل می شد، دو دیوار عظیم به گرداگرد این دو شهر کشیده می شد که هر کدام محیط بر شهری بود، این دیوار با نام های: برج، بارو، دیوار، حصار، باره، و سور نامیده می شدند.حصارها قطور، مستحکم و مرتفع بنا می شدند تا در مقابل اقدام دشمن جهت تخریب مقاوم باشند، در شهرهای کویری اغلب این دیوار ها از گل بود مثلا درباره برج و باروج بلخ می نویسند:

بلخ شهری است بزرگ به وسعت نیم فرسنگ در نیم فرسنگ، در آن شهر سور و ربض (شهر دوم ، شهر بیرونی) وجود دارد، مسجد جامع در میانه شهر است و تمامی بازارهای آن در اطراف مسجد جامع واقعه اند. دورادور سور این شهر خندقی وجود ندارد، سور شهر از گل است و خانه های سکنه نیز از گل، دورادور شهر دروازهای چندی وجود دارد.(همان، ص 292، تحریر شده.)
حصارهای شهر های درونی و برونی دارای دروازه های چندی بود که محل رفت و آمد محلیان بود، دروازه ها دارای درب های محکمی بودند، دروازه بانی همیشه رفت و آمد افراد را زیر نظر داشتند و به هنگام شب در ساعات معینی درب های دروازه را بسته، ورود و خروج به شهر مطلقا قطع می گردید.
در فاصله معینی در بالای دیوار حصار محیط بر شهر اطاقک های کوچکی به نام برج می ساختند و نگهبانانی در درون آنها به نگهبانی می پرداختند و چون دیوارها بلند بودند نگهبانان با دید کافی به اطراف شهر مسلط بودند.
در دورادور حصارها به سمت بیرون خندقی حفر می نمودند، خندق در پای حصار قرار داشت که در گرداگرد پای حصار کشیده شده بود، عمق آن قابل توجه و پهنای آن به اندازه ای بود که عبور از آن ممکن نبود زیرا تمام خندق های اطراف شهر را از آب پر می کردند و چون رودخانه پر آب عمیق و پهناوری، گرداگرد دیوار شهر را فرا گرفته بود، عبور از این فندق ها فقط در مقابل دروازه ها ممکن بود زیرا در این قسمت ها بر روی خندق پلی تعبیه کرده بودند که اغلب متحرک بود،این پل ها را بیشتر تخته های بهم وصل شده ای تشکیل می داد که در صورت نیاز با طناب حالت افقی پل مانند آنها را به صورت عمودی در می آوردند و ارتباط بین دو طرف خندق قطع می گردید.
گاهی آب خندق آب روانی از رودخانه بود و شاخه هایی از آن به شهر وارد شده و مورد بهره گیری سکنه قرار می گرفت، مثلا اصطخری می نویسد:
رود سغر در نزدیکی شهر بخارا در کنار دیوار شهر به چند شاخه تقسیم شده و شاخه ای به دروازه شهر رسیده و از آنجا دیه ها، منازل و اماکن اندرون دیوار شهر راشرب می نماید و پاره ای از ساختمان های شهر در کنار این شاخه رود قرار دارند.(همان،ص331،تحریر شده.)
گاهی طول دیوارهای اطراف شهر از فرسنگ نیز تجاوز می نمود زیرا در شرح سور بخارا نوشته شده «و آن را سور دیگری است به قدر یک فرسنگ در یک فرسنگ و در اندرون آن سور شهری است و سوری عظیم بلند و منیع حوالی آن برآورده و بیرون از شهر قهندزی است به شهر پیوسته و آن نیز قهندزی منیع و حصین است و اَُمراء و وُلاه (والی) خراسان که از آل سامان اند در قهندز متوطن باشند».«در این شهر ربضی نیز هست و مسجد جامع به دروازه قهندز آن شهر می باشد و زندان در قهندز و بازارها در ربض است». یعنی ( شهر بخارا دارای حصار دیگری است که یک فرسنگ دورادور شهر را فرا گرفته و در داخل حصار شهری است عظیم و محصور، بیرون شهر کهن دژی است مستحکم که فرماندهان و حکام خراسان که از آل سامانند در آنجا سکونت دارند. این شهر نیز دارای یک شهر بیرونی است و مسجد جامع در کنار دروازه کهندژ بنا شده، زندان شهر نیز در اینجا است ولی بازارها در شهر بیرونی (ربض) قرار دارند.)
ادامه دارد...
بر گرفته شده از: کهن شهرها   


آخرین پست ها